پارت ۲فصل ۲-نفوذ infiltrate

+من خودم میتونم درس هارو بخو.. ( خورد به یکی)
+ببخشین
$خوبین؟
+بله ببخشید شما اسیب ندیدین؟
$نه ممنونم. شما دانشجوی جد..
+بله خودمم
$اوو پس من باید یه شما درس های عقب افتاده رو یاد بدم...
+واتتتتت؟ شما مستر جئون هستین؟
$چی باعث شد فکر کنی من جونگکوکیم؟
+جونگکوکی؟
$جئون جونگکوک
+اها... پس شما مستر کیم هستین
$بله خودمم. از اشنایی یا شما خوشبختم لیدی..
-با کی لاس میزنی ته
+قرمز شد بچه
$بی ادب این چه طرز حرف زدنه؟
-خب به من چه معلوم نیست با کدوم احمقی اینجوری حرف میزنی؟ این شده روش جدید مخ زنیت؟ بابا خودتو بروز کن..
$کوک ببدن دهنتو. ایشون شاگرد جدیده که باید بهش درسایی عقب افتاده رو یاد بدیم
-هان؟؟؟؟؟.. گند زدم که...
-ببخشید شما باید خانم پارک باش...
+فرار کرد...
-وا این چش بود؟
-ببخشید که کلی بی احترامی کردی به بدبخت.. بعدشم من داشتم به چشم برادری باهاش حرف میزدم.. صد دفعه گفتم محیط کار با محیط دانشگاه فرق میکنه این تو اون فندوقت فرو کننن
-ببخشید
$حالا گذشت از دفعه های بعد حواست باشه
-باشه...
$حالا هم باید ازش عذرخواهی کنی
-جدییی؟نمیشه عذر خواهی رو بی خیال بشی؟؟
$نوچ
-مطمئنی به چشم برادری بهش نگاه میکنی؟
$کوک میام میزنم دک و پزت رو میارم پایینا
-باشه ببخشید* خنده
$افرین پسر خوب*خنده
؛ به چی میخندیدین؟
- اعه سلام
$سلام داداش خوبی؟
؛ بهتر ازین نمیشم
-چرا؟
؛ عاشق نبودی عاشقی عالمی دارههه...
-وات دف؟؟؟؟
$چی میگییییی
؛ وا شوخی کردم بابا اخه کدوم مافیایی عاشق میشه؟؟؟
-تو
؛ نمکدون
$پاشین جمع کنیم باید بریم زنگ اخر بعدش با این دختره قرار بزاریم
؛ جوووون.... بعد من اگه عاشق بشم چیکار میکنین
-ببند بابا... برای درسه
؛ اها.... یه ثانیه فک کردم قلباتون نرم شده...
... زنگ اخر...
نیلا ویو*
رفتم نشستم رو یه صندلی که نزدیک صندلیه اون یارو کیمه شاید وسط درس سوال بشه ازش بپرسم...اون پسره پرو اسمش چی بود ؟؟اونجا کنارش نشسته...هااا کوک.. جونگکوک.. جئون جونگکوک... برم بزنم فیها خالدونش رو با اسفالت یکی کنم... پرو پرو به من میگه احمق... چقد پرو بودنن... یعنی چی لاس زدننن... برو گمشو با عمت لاس بزنننن.... اصن یعنی چی روش جدید مخ زنییی؟مگه روش قدیمی چیه؟؟؟؟
ایش اصن به درککک
/خانم پارک شما این سوال رو جواب بده.. بیا پای تخته
+خاک تو سرممم اصن حواسم نبود حالا چیکار کنمممم*با خودش

کوک ویو*
این دختره چرا اینجوری؟؟؟ چرا اینقد قرمز شده؟؟ شاید خجالت میکشه... شایدم عصبانیه.. حق داره بنده خدا.. خندم گرفته بود...چجوری فرار کرد
/خانم پارک شما این سوال رو جواب بده.. بیا پای تخته
دیدگاه ها (۰)

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part ¹[ساعت ۱۱ صبح]سولا:لعنت بهش......

Love and the MoonPart 50ویو یونا● بعد از چند دقیقه به شرکت ر...

#برادر ناتنی من

فیک: بابای سخت گیر من — part 14[سوآ پشت سر کوک وارد اتاق مطا...

### پشت نقاب عشق 💗**پارت اول از هفت پارت****نویسنده: جئون جن...

the first lie

پارت هشتم فردا صبح جونگکوک مثل همیشه بلند شد و کار های همیشه...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

پارت ۹عشق یا حسرتپرستار :جناب جئون خانم کیم حالشون خوبه(بچه ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.5کانگ وو:ای بابا ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط