{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الکساندر سِرگِیویچ پوشکین۱۷۹۹_ ۱۸۳۷

الکساندر سِرگِیویچ پوشکین۱۷۹۹_ ۱۸۳۷

شاعر و نویسندهٔ روسی سبک رومانتیسیسم است.  

پوشکین بنیان‌گذار ادبیات روسی مدرن به حساب می‌آید و برخی او را بزرگ‌ترین شاعر زبان روسی می‌دانند.


پدر پوشکین از خانواده‌های اصیل روسی بود و مادرش نوه یک برده اتیوپیایی به نام آبراهام هانیبال و پسرخوانده تزار پتر کبیر بود که بعدها به مقام‌های بالایی دست یافته بود.

پوشکین اولین اشعار خود را در پانزده‌سالگی منتشر کرد. بعد از اتمام مدرسه، به خاطر سخنرانی‌های انتقادی‌اش در حمایت از اصلاحات اجتماعی مجبور به ترک پایتخت و به سمت مولداوی شد. در آنجا او عضو فیلیکی اتریا شد که برای آزادسازی و استقلال یونان از امپراتوری عثمانی فعالیت می‌کرد. از این گذشته او تحت تأثیر انقلاب یونان قرار گرفت. سال ۱۸۲۳ پوشکین به اودسا رفت و باز آنجا با حکومت درگیر و مجبور به تبعید شد. با این حال اجازه ملاقات تزار نیکولاس یکم را یافت.

در ۱۸۳۱ پوشکین با نیکولای گوگول ملاقات کرد و تحت تأثیر داستان‌های کمدی‌اش قرار گرفت. در همین سال نیز او با ناتالیا گونچارووا ازدواج کرد. پس از این ازدواج رفت‌وآمد او در دربار بیش از پیش افزایش یافت. ولی پس از این که تزار به پیشنهاد لقب بسیار پایین درباری به وی قناعت کرد، او بسیار عصبانی و سرشکسته شد، زیرا قبل از همه همسر بسیار زیبای او مورد ستایش درباریان بزرگ (از جمله خود تزار) بود.

سال ۱۸۳۷ بدهی‌های پوشکین بسیار افزایش پیدا کرد. از طرف دیگر شایع شده بود که همسرش رابطه نامشروع با یکی از افسران فرانسوی به نام جرج دانتس دارد.

پوشکین برای حفظ غرورش معشوق احتمالی همسرش را در ۲۷ ژانویه ۱۸۳۷ (تاریخ قدیم) به یک دوئل فراخواند. در این دوئل پوشکین از ناحیه شکم آسیب دید و دو روز پس از آن درگذشت. ولی طرف مقابل فقط جراحتی جزئی از ناحیه دست برداشت.



( سالها گذشت. طوفانهای آزارنده، مه‌آلود

خیالهای خام برساخته‌‌ام را از هم پراکند،

و صدای لطیفت را فراموش کردم،

شمایلهای بس الهی‌ات را.

***

در تبعید، در دلتنگی حبس،

روزهای بی‌حادثه‌ام می‌پوسیدند،

محروم از هیبت و الهام

محروم از اشکها، از زندگانی، از عشق.

***

روحم دیگر بار بیدار شد:

و دیگربار نزدم آمدی،

درست مانند خیالی گریزنده

درست مانند چکیده‌ای از زیبایی ناب.

***

قلبم دوباره در خلسه طنین می‌افکند،

از درون آن دیگربار بر می‌آورد

احساسهایی حاکی از هیبت و الهام را،

از زندگانی، از اشک، از عشق.

 الکساندر پوشکین )
دیدگاه ها (۱)

پشت صحنه کازابلانکا این فیلم بر مبنای نمایش‌نامه‌ای بر روی ص...

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی...و اگر هستی، کسی هم ب...

محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفتمست گفت ای دوست، این پیر...

سلام سلام سلام دوست مهربان من.صبحت سرشار از نشاط و شادی...

⭕️ تحریم‌های فرهنگی علیه اسرائیل شدت گرفت؛ عقب‌نشینی هلند از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط