{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Mylove

#My_love
Part:5
(۱ساعت قبل کنسرت_سالن تمرین پسرا)
از زبان راوی:
پسرا درحال تمرینن تا کنسرت به خوبی پیش بره.جیمین از دیروز هیچی نخورده و الان ضعف و سردرد شدیدی داره ولی خودشو خوب نشون میده
از زبان جیهوپ:
وقتی جیمینو نگاه کردم دیدم بچه رنگش پریده حتما به خاطر اینه که هیچی نخورده اییی پی دی نیم بیشعور آخه این بچه کجاش چاقه وزنش از همه ی ما کمتره
من:بسه دیگه یخورده استراحت کنین خسته میشیم....جیمین تو هم باید یه چیزی بخوری رنگت پریده
(نفس زدن رو با -نشون میدم)
جیمین:نه ----خوبم----نباید چیزی بخورم----
ته ته:جیمین تو از هممون لاغر تری نیازی نداری رژیم بگیری
جیمین:نه آرمیا باید راضی باشن------کوک---میشه آبمو بدی---
کوک:بیا هیونگ
منیجر : بچه‌ها وقت نداریم سریع برین حاضر شین برای کنسرت
نامی: اوکی
(بریم پیش ات و سوهی)
از زبان ات:
طبق معمول من حاضر شدمو منتظر این خر باید بمونم
من:سوووهییییی حاضر شدی یا نههههه؟؟؟
سوهی:وایسا آرمی بمب رو بردارم بیام
من:بدوووو دیرهههه. راستی کدوم ردیفیم؟
سوهی:اولللللل
من:هورااااااااااااااااااااااااااااا
سوهی:خب بسه انقدر هیجان برات خوب نیست
من:اوکی حواسم هست
بالاخره اومد پایین
من:بدو بریم دیر میشه ها
(پرش زمانی به وقتی که رسیدن)
اییییی خداااااا چه صف طولانی ایههههه




بالاخره نوبتمون شد رفتیم نشستیم و منتظر پسرا موندیم بالاخره میتونم موچی رو ببینم خدااااااا
دیدگاه ها (۰)

#سناریووقتی یکی ازدوستات که پسرهست وبغل میکنینامجون:یاااااا ...

#سناریو وقتی دلت گرفته ومیگی منوببربیروننامجون:بریم بیرون من...

#سناریواگه وقتی خوابن روشون آب بریزی(به عنوان عضو هشتم)نامی:...

#My_lovePart:4از زبان ات:اییییی خداااااا از صبح دارم میگردم ...

#My_lovePart:6(وسطای کنسرت)ات: you can't stop me loving myse...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط