Part
Part³
#عشق_سایه_ای
&برو کلاس A-4
+بله چشم
*ویو فلیکس
داشتم همینطوری دنبال کلاسم میگشتم یکی از دبیرا تازه داش میرف سر کلاس
+سلام کلاسA-4کجاست ؟
×همین کلاسه دانشجو جدیدی؟؟
+بله
×خب بیا داخل کلاس
+بله چشم
×سلام بچها امروز به دانشجو جدید داریم لطفا خودتو معرفی کن
+سلام لی فلیکس هستم
×خب برو بشین
+چشم
*ویو فلیکس
رفتم نشستم رو یه صندلی ک متوجه نگاه کسی شدم متقابل نگاهش کردم دیدم اون پسریه ک دیروز نجاتم داد بهش لبخند زدم اونم همچنان بهم لبخند زد دبیر داشت حضور غیاب میکرد ک رسید به اسم هوانگ هیونجبن
توجه کردم ببینم کیه ک همه میگن نباید باش دربیوفتم
نگاهم بین بقیه چرخید تا نگاه افتاد به کسی که اسمش هیونجین بود
_حاضر
×لی فلیکس
+حاضر
#huynlix
#عشق_سایه_ای
&برو کلاس A-4
+بله چشم
*ویو فلیکس
داشتم همینطوری دنبال کلاسم میگشتم یکی از دبیرا تازه داش میرف سر کلاس
+سلام کلاسA-4کجاست ؟
×همین کلاسه دانشجو جدیدی؟؟
+بله
×خب بیا داخل کلاس
+بله چشم
×سلام بچها امروز به دانشجو جدید داریم لطفا خودتو معرفی کن
+سلام لی فلیکس هستم
×خب برو بشین
+چشم
*ویو فلیکس
رفتم نشستم رو یه صندلی ک متوجه نگاه کسی شدم متقابل نگاهش کردم دیدم اون پسریه ک دیروز نجاتم داد بهش لبخند زدم اونم همچنان بهم لبخند زد دبیر داشت حضور غیاب میکرد ک رسید به اسم هوانگ هیونجبن
توجه کردم ببینم کیه ک همه میگن نباید باش دربیوفتم
نگاهم بین بقیه چرخید تا نگاه افتاد به کسی که اسمش هیونجین بود
_حاضر
×لی فلیکس
+حاضر
#huynlix
- ۱۲۱
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط