{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر کاشان بیا عطر و گلاب آورده ام

دختر کاشان بیا عطر و گلاب آورده ام
بس شدم دلتنگ با حالی خراب آورده ام

بیــدِ قمصر از برایت مه رُخِ کاشانی ام
وقتِ من کم بود اما با شتاب آورده ام

رفته ام حمام فین از دوره گردی پیرمرد
بهر چشمت سُرمه از عهد شباب آورده ام

چون شنیدم اهل شعری رفته ام شیراز من
از لسان الغیب بس اشعارِ ناب آورده ام

نامه دادی، خواندم و از پُست امیدی نبود
الغرض با پای خود یک خط جواب آورده ام

ترسم از این بود بابایت بیاید از سفر
نامه را با دلهره وَ اضطراب آورده ام

چون شنیدم پولکی را دوست داری ماه من
با کمی گـَـز چاشنی اش از اصفهان آورده ام

چون گلاب آوردنم، زیره به کرمان بردن است
در کنارش سازِ خوش کوکِ رُباب آورده ا H
دیدگاه ها (۴)

جای تو خالی ست!در تنهایی هایی که مرا تا عمیق ترین دره های بی...

خیلـی ازت ضــــــربه خــــوردمولـــــے بازم به همــــــهمیگم...

ساقیا پُر کن به یاد چشم او جامی دگرتا بسوی عالم مستی زنم گام...

آمدی اما نفهمیدم تمنای تو را حیرتی دارم چو میخوانم غزلهای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط