بارالها...
بارالها...
از کوی تو بیرون نرود
پای خیالم
نکند فرق به حالم...
چه برانی،چه بخوانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی
نه من انم که برنجم
نه تو انی که برانی...
نه من انم که ز فیضت نگهت چشم بپوشم
نه تو انی که گدا را ننوازی به نگاهی
بارالها...
دراگر باز نگردد
نروم باز به جایی
پشت دیوارنشینم چو گدابرسرراهی
کس به غیرازتونخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن درکه جزاین خانه مرا نیست پناهی
از کوی تو بیرون نرود
پای خیالم
نکند فرق به حالم...
چه برانی،چه بخوانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی
نه من انم که برنجم
نه تو انی که برانی...
نه من انم که ز فیضت نگهت چشم بپوشم
نه تو انی که گدا را ننوازی به نگاهی
بارالها...
دراگر باز نگردد
نروم باز به جایی
پشت دیوارنشینم چو گدابرسرراهی
کس به غیرازتونخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن درکه جزاین خانه مرا نیست پناهی
- ۵.۴k
- ۲۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط