چه غم ، که در دل این برج های سیمانی

چه غم ، که در دل این برج های سیمانی
ز باغ و باغچه دورم ، در این اتاق صبور
همین درخت پر از برگ سبزِ تازه و نغز
که قاب پنجره ام را تمام پوشانده ست
به چشم من باغی ست.
وگر هزار درخت بر آن بیافزایند
جمال پنجره من نمی کند تغییر
که بسته راز تسلّای من به صحبت پیر
« چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر!»

"
دیدگاه ها (۳)

چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند.. گر اندکی نه بر وفق رضاست خرد...

نصيحتي کنمت بشنو و بهانه مگيرهر آن چه ناصح مشفق بگويدت بپذير...

بهزاد رحیمی

😣😣😭😭😢😢

دیدی میری سینما ولی بعدش می‌بینی فیلمش اصلاً خوب نیست مغزت م...

مانیفستِ صاعقه‌ی خنده: مهندسیِ اراده و انفجارِ حیات در ترازِ...

با همین تئوری دارم هم امتحانا رو گند میزنم😊😂

از پسرا چیزی درنمیاد..

فقط جوری که ادمه برمیگرده نگات میکنه

تو به تمام بودن هام معنی بخشیدی : @seti_a_86

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط