گل اگر گل شد و در محفل پروانه نشست!
گل اگر گل شد و در محفل پروانه نشست!
شرط انصاف نبود،
کمر شاخه شکست ...
ساقه اش از گذر سنگدل خاک گذشت،،
تا به تاجی بنشانش سر دست ...
گل اگر رقص کنان در پی بلبل میگشت،
خار در حسرت گل،
رفت و در گوشه ی زاری به تمنا بنشست !!
گل اگر راز شد و برسرهر نغمه مضراب نشست
دل سرخورده ی شبنم لرزید..
که به هر زخم زبانی زچمنزار و نسیم ،،،
عاقبت برتن آن خسته ی گلبرگ نشست ...!!
داستان منو تو،
قصه زیبایی آن تازه گل و ماتم دلدادگی شبنم بود !!
داستان من بی کینه ولی ،،،
نقل تنهایی خاریست ،
که در باقی ایام به حسرت بگذشت ...
شرط انصاف نبود،
کمر شاخه شکست ...
ساقه اش از گذر سنگدل خاک گذشت،،
تا به تاجی بنشانش سر دست ...
گل اگر رقص کنان در پی بلبل میگشت،
خار در حسرت گل،
رفت و در گوشه ی زاری به تمنا بنشست !!
گل اگر راز شد و برسرهر نغمه مضراب نشست
دل سرخورده ی شبنم لرزید..
که به هر زخم زبانی زچمنزار و نسیم ،،،
عاقبت برتن آن خسته ی گلبرگ نشست ...!!
داستان منو تو،
قصه زیبایی آن تازه گل و ماتم دلدادگی شبنم بود !!
داستان من بی کینه ولی ،،،
نقل تنهایی خاریست ،
که در باقی ایام به حسرت بگذشت ...
- ۱۲۰
- ۱۴ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط