{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق بعد از تنفر part 3

عشق بعد از تنفر part 3
>صبح بیدار شدم و اماده دانشگاه شدم و با ا/ت رفتیم صبحانه خوردیم
>سلام مامان اجوما(اجوما خدمتکار شونه)
مامان اجوما: سلام دخترانم
+عمو کجاس
>باز رفته ماموریت ؟
مامان اجوما:بله و تا فردا نمیان
+وای چه خوب تنها میشیم
+صبحانه خوردیم و رفتیم دانشگاه وقتی وارد کلاس شدیم تهیون اومد و بغلم کرد(تهیون دوست پسر ا/ت هستش:$)
>هزار بار گفتم بغلش نکن تهیون
$چقدر گیر میدی عشقمه دوست دارم بغلش کنم
>از اینجور رمانتیک بازیا حالم به هم میخوره
>سریع به کلاس رفتم و نشستم سر جام و بعد ا/ت اومد و همین طور استاد
استاد:نورا ا/ت مدیر کارتون داره
>دوباره؟ کی حوصله این مدیر پیرو داره؟
+با نورا به سمت دفتر رفتیم
&امروز با کوک به دانشگاه رفتیم تا انتقام بگیریم قرار شد الکی درس بخونیم ولی ما قبلا دانشگاه رفتیم وارد دفتر مدیر شدیم
&سلام جناب مدیر
مدیر:سلام جناب پارک تهیونگ و پارک جونکوک(فامیلاشون رو برای رد گمکنی عوض کردن)
&کارا رو انجام دادیم و مدیر دو تا دختر رو صدا زد تا راهنماییمون کنن وقتی وارد دفتر شدن
>وارد دفتر کدیر شدیم که با جونکوک مواجح شدم نه این اون نیسن فقط شبیهشه مردک عوضی
مدیر :دانشگاه رو نشونشون بدید
>من میرم ا/ت خودت بکن
مدیر:با هر دوتون بودم
>رفتم و دستام رو روی میز مدیر گذاشتم و صورتمو بهش نزدیک کردم
>ببین اقای مدیر به من دستور نده وگرنه بد میبینی بریم ا/ت
*از دفتر خارج شدیم خیلی شبیه دختر دشمنمون بود ولی اهمیت ندادم
+خب اسمتون چیه؟
>چرا اینو میپرسی خودت دوست پسر داری
+خب باشه اقایون کدوم کلاس شماس؟
&کلاس...(اسم کلاس نورا و ا/ت رو گفت)
>ای خداا باید با دوتا پسر از خود راضی که شبیه مافیای بزرگ کره هستن هم کلاس باشم(با داد)
+با داد نورا همه تعجب کردن و بعدش رفیم داخل کلاس.......

وای خسته شدم چند روز بود رمان نگذاشته بودم خب امید دارم راضی باشید
دیدگاه ها (۰)

عشق بعد از تنفر part 2(یادم رفت بگم :ا/ت:+ نورا:>)&سلام م...

عشق بعد از تنفر part 1 سلام من نورام یه دوست صمیمی به اسم ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط