{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین دردهای سرم را

آخرین دردهای سرم را
از صافی بغض گلویم عبور میدهم
در قلبم ، "فقط چند دقیقه"
ته نشینش میکنم،
آه حبس شده در
ریه هایم را
بر آن
میدمم
و
به انگشتانم میسپارم تا
در قهوه ام
حل کنند!

-
از سری نوشته های پراکنده #بهداد
دیدگاه ها (۱)

اخوان هم آنجاست...#شجریان #اخوان_ثالث

آنتیک

ترکیب خاطرات تلخ و شیرین منبه همان اندازه که کیک و قهوه با ه...

یک راه فراتری مرا باقی هستبعد از شبِِ تا صبح تمرکز کردناز چش...

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

«نگاه ممنوعه»**Part 15 — Almost Like Peace** بعد از رفتن میر...

𝒑𝒂𝒓𝒕:24ا/ت: امروز ۴ می ۲۰۲۶ هست من به تنهایی دعوت شدم به مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط