در دنیای پرهیاهوی امروز که گاه رنگهایش تیره و سرد میشود
در دنیای پرهیاهوی امروز که گاه رنگهایش تیره و سرد میشود،
تو مانند نور خورشیدی میدرخشی و امید را به زندگیام میآوری.
چشمانت، دریچهای به دنیای خیالانگیز عشق هستند،
که در آن رویاهای بیپایانمان میرقصند
و احساساتمان را زنده میکنند.
هر صبح که با صدای دلنشین تو بیدار میشوم،
گویی زندگی دوباره به من معنا میدهد.
دستهای تو، همچون سایههای لطیف درختی سایهسار،
من را در پناه خود محکم میفشارند و دنیا را در حصارِ
بازوانت به فراموشی میسپارم.
تو، آواز پرندهها در صبح زود هستی،
و صدای خنک آب در جویبارِ زندگیام.
و هر واژهای که به لبت مینشیند گوش هایم را نوازش میکند؛
و عشق تو، همچون آسمانی بیانتها،
مرا در آغوش خود میگیرد و به پرواز درمیآورد.
ما دو رقصندهایم در میدان زندگی،
که هر چرخشمان، داستان جدیدی
از محبت و پیوند را روایت میکند.
ای جانم، با تو به سفرهای نامحدود میروم،
به جاهایی که قلبمان را تنها با عشق میسازیم ..
⎯ سٮٓـ ـا͠ره ⭐️🦌
تو مانند نور خورشیدی میدرخشی و امید را به زندگیام میآوری.
چشمانت، دریچهای به دنیای خیالانگیز عشق هستند،
که در آن رویاهای بیپایانمان میرقصند
و احساساتمان را زنده میکنند.
هر صبح که با صدای دلنشین تو بیدار میشوم،
گویی زندگی دوباره به من معنا میدهد.
دستهای تو، همچون سایههای لطیف درختی سایهسار،
من را در پناه خود محکم میفشارند و دنیا را در حصارِ
بازوانت به فراموشی میسپارم.
تو، آواز پرندهها در صبح زود هستی،
و صدای خنک آب در جویبارِ زندگیام.
و هر واژهای که به لبت مینشیند گوش هایم را نوازش میکند؛
و عشق تو، همچون آسمانی بیانتها،
مرا در آغوش خود میگیرد و به پرواز درمیآورد.
ما دو رقصندهایم در میدان زندگی،
که هر چرخشمان، داستان جدیدی
از محبت و پیوند را روایت میکند.
ای جانم، با تو به سفرهای نامحدود میروم،
به جاهایی که قلبمان را تنها با عشق میسازیم ..
⎯ سٮٓـ ـا͠ره ⭐️🦌
- ۱۸.۲k
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط