{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز دست رفتم و بیدیدگان نمیدانند

ز دست رفتم و بی‌دیدگان نمی‌دانند
که زخم‌های نظر بر بصیر می‌آید

#سعدی
دیدگاه ها (۰)

می‌ تراود حسرت آغوش از آغوش ما؛

بالاخره فهمید مشکل از چشماشه و رفت عینک گرفت.😂😂😂

پارادوکس درون و بیرونم😂

‏مثل بهار باش که حتی سرسخت‌ترین درخت‌ها هم در هوای تو چاره‌ا...

ز بس یگانه شدم با جهان ز یکرنگیمرا ز خویش جدا هیچ کس نمی دان...

ولی گاهی این غم طولانی تر از انچه انتظار داریم می شود....زخم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط