پارت
پارت 9
چشمانی همچو خون
نکنه اینجا کار میکنه؟ متوجه سیاهی زیر چشمام شد. مثل همیشه اخمو بود. دقیقا جوری که من عاشقش شدم. کیسه رو ازم گرفت. همه وسایل رو حساب کردم و از مغازه بیرون اومدم. هنوز هم تو شوک بودم. برگشتم و از پشت پنجره بهش نکاه کردم. داشت واسیل یک دختر رو حساب میکرد. دختره دستشو روی صورت کاتسوکی گذاشت. داغ کردم اول چیزی نگفتم و همچنان به کاتسوکی نگاه میکردم. کاتسوکی دست دختره رو پس زد و یک چیزی با عصبانیت و داد بهش گفت که نفهمیدم ولی معلوم بود که دختره رو نمیشناسه. دختره ول کن نبود و ایندفعه سعی کرد که روی گونه کاتسوکی رو ببوسه که دیگه نتونستم صبر کنم و رفتم تو.
از دید کاتسوکی:ایزوکو رفت بیرون. داشتم وسایل مشتری بعدی رو حساب میکردم که دستشو گذاشت روی صورتم نفهمیدم چی شد و با کمی داد بهش گفتم: هوی خانم چجوری جرعت میکنی که بهم دست بزنی ها؟؟؟؟ جیز دیگه ای نگفتم وادامه وسایلش. رو حساب کردم. ایندفعه میخواست روی گونه ام روببوسه که دیدم ایزوکو اومد تو....
موهای دختره رو کشید و داد زد: جرا بهش دست میزنی ها؟ چطور جرعت میکنی اینکارو بکنی احمق خر؟؟**(نسان دهنده فوش)
یکی زد تو صورتش که دست منم درد گرفت اینقدر محکم زد. چند تا فوش ناموسی دیگه هم داد و دختره رو زمین زد چند تا مشت تو شکم دختره زد. رفتم و ایزوکو رو ازش جدا کردم. ایزوکو یک جورایی تو بغلم بود.
چشمانی همچو خون
نکنه اینجا کار میکنه؟ متوجه سیاهی زیر چشمام شد. مثل همیشه اخمو بود. دقیقا جوری که من عاشقش شدم. کیسه رو ازم گرفت. همه وسایل رو حساب کردم و از مغازه بیرون اومدم. هنوز هم تو شوک بودم. برگشتم و از پشت پنجره بهش نکاه کردم. داشت واسیل یک دختر رو حساب میکرد. دختره دستشو روی صورت کاتسوکی گذاشت. داغ کردم اول چیزی نگفتم و همچنان به کاتسوکی نگاه میکردم. کاتسوکی دست دختره رو پس زد و یک چیزی با عصبانیت و داد بهش گفت که نفهمیدم ولی معلوم بود که دختره رو نمیشناسه. دختره ول کن نبود و ایندفعه سعی کرد که روی گونه کاتسوکی رو ببوسه که دیگه نتونستم صبر کنم و رفتم تو.
از دید کاتسوکی:ایزوکو رفت بیرون. داشتم وسایل مشتری بعدی رو حساب میکردم که دستشو گذاشت روی صورتم نفهمیدم چی شد و با کمی داد بهش گفتم: هوی خانم چجوری جرعت میکنی که بهم دست بزنی ها؟؟؟؟ جیز دیگه ای نگفتم وادامه وسایلش. رو حساب کردم. ایندفعه میخواست روی گونه ام روببوسه که دیدم ایزوکو اومد تو....
موهای دختره رو کشید و داد زد: جرا بهش دست میزنی ها؟ چطور جرعت میکنی اینکارو بکنی احمق خر؟؟**(نسان دهنده فوش)
یکی زد تو صورتش که دست منم درد گرفت اینقدر محکم زد. چند تا فوش ناموسی دیگه هم داد و دختره رو زمین زد چند تا مشت تو شکم دختره زد. رفتم و ایزوکو رو ازش جدا کردم. ایزوکو یک جورایی تو بغلم بود.
- ۱.۸k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط