{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز یک مرده شور را دیدم

امروز یک مرده شور را دیدم ...

 


آنچنان زیبا می شست که لکه ای هم باقی نمیماند ....


اما نمیدانم پدرم چرا از او خوشش نمی آید ... !


و مدام گریه میکند و مادرم نیز نفرینش ...


او که آدم خوبیست . من دوستش دارم


فقط کاش ناخن هایش را میگرفت ...


تمام بدنم را زخم کرد ... !
دیدگاه ها (۳)

ﺩﻟﻢ ………….. ﺑﭽـــــــﮕﯿﻤﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ!ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺷﻨــﯽ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮﯾﯽ!ﺩ...

گـــــاهی وقتهـــا آدمهــــا ،از یکـــ جایی به بعــــــد ،از...

سلامتــے oــنے ڪـﮧ یه روز عاشق شـــבم...سلامتــے ا9نے عاشق ک...

تـآ حـآلـآ شـدهـ مـرگـِ خـودتـو بـآ چـشـمـآتــ بـبـینـی؟تـآ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط