{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افق تاافق پيش چشمت كوير

افق تاافق پيش چشمت كوير

زمين وزمان بر ضريحت اسير

جهان زنده شد تاكه گفتم زدل

اميرى حسين ونعم الامير
دیدگاه ها (۶)

شعبان شدو پيك عشق از ره آمد/ عطر نفس بقيةالله آمد/ با جلوه س...

وقتي خدا قدم به دل و جان ما گذاشت عباس را به جان و دل شيعه ج...

عاليجناب زينب و ما همچو برده ايم ؛ ما از ازل به مرقد او دل س...

بالم شکسته بود و هوایی نداشتماز دست روزگار رهایی نداشتمبیهود...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

اشک هام مث بارون پاییز.حس خوب این ویدیو تقدیم نگاهت

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هشتم: بازیِ دو رویِ پرده 🎭[دیدگاه ته...

پارت حذف شدهlove in the dark⑧⑧فرداچشمام رو باز کردم دیدم بیم...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

افق تا افق پیش چشمت کویرزمین تا زمان بر ضریحت اسیرجهان زنده ...

102 روز تا محرم داريم....افق تا افق پيش چشمت کويرزمين تا زما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط