آهسته گفتم:
آهسته گفتم:
می ترسم
روزی تو را نداشته باشم
دست هایم را محکم تر گرفتی
چشم هایم را که
باز کردم
نیمه های شب بود
تنها در خانه و روی صندلی
به خواب رفته بودم ..!!
می ترسم
روزی تو را نداشته باشم
دست هایم را محکم تر گرفتی
چشم هایم را که
باز کردم
نیمه های شب بود
تنها در خانه و روی صندلی
به خواب رفته بودم ..!!
- ۱.۸k
- ۱۵ تیر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط