هه...باامروزشد2سال...2سال تمام که ازته دل نخندیدم...2سال
هه...باامروزشد2سال...2سال تمام که ازته دل نخندیدم...2سال تمامه شباراحت نخوابیدم...به زورآرامبخشو....2ساله دارم التماس خدامیکنم...2ساله شدم عین این دعانویساهرچی دعاونمازوسوره و....جمع کردم دورخودم همشونم انجام دادم....ولی آب از آب تکون نخورد...به خدامنم آدمم...سنگ وآهن نیستم دارم له میشم...همه دارن بهم میگن توچته...چرارفتارات اینقدعوض شده...چرادیگه حوصله حرف زدن نداری آخه من خیلی پرحرف بودم....همه میگن چرانمی خندی ؟؟؟درصورتی که هروقت من توهرجمعی بودم میگفتن تاآخرشب خوش گذرونیه...دلم میخوادیه باردیگه آرامشوبچشم...دلم میخاد یه باردیگه سرموبزارم رومتکاوراحت بخوابم...دلم تنگه گذشتمه...بخدااگه به خداوقیامت وپیامبراو...اعتقادنداشتم یه بلایی سرخودم می آوردم...دارم له میشم...
- ۷۱۳
- ۱۱ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط