{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش صورتگری ماهر بودم

ای کاش صورتگری ماهر بودم
تا قسمتی از زندگی ام
که به انتظار تو گذشت را به تصویر کشم
نگاره ای مغموم و سراسر حزن
شاهکاری از هنر را خلق می کردم
با چینشی مرتب از رنگ های سرد
تا با نگاه کردن به آن
اندوهی ابدی را درک کنی
به سخنانی که این سالها
در روحم مدفون گشته اند پی ببری
کاش هنرمند بودم
که با زبان هنر با تو سخن می گفتم
ای کاش...

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★⦄
دیدگاه ها (۰)

نه دوستت دارمنه دلم برايت تنگ شدهنه هيچ چيز ديگر ...فقط شب ه...

آدم ها متعلق به خودشانند! ما فقط می توانیم دوستشان داشته باش...

ناگهانی آمدمرا عاشق و دیوانه کردو باز ناگهانی رفتبه ناگهانی ...

وقتی می‌خوای یه وسیله‌ی جدید واسه خونه بخری قبلش براش جا باز...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

هنر دروغ گفتن

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط