{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.

فردی وارد شد و با لهجه ای ساده و روستایی پرسید: کرم ضد سیمان دارین؟
فروشنده که انگار موضوعی برای خنده پیدا کرده بود با لحنی تمسخر آمیز پرسید: کرم ضد سیمان؟ بله که داریم. کرم ضد تیر آهن و آجر هم دارم حالا ایرانیشو میخوای یا خارجی؟ اما گفته باشم خارجیش گرونه ها
مرد نگاهش را به دستانش دوخت و آنها را رو به صورت فروشنده گرفت و گفت: از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده، نمی تونم صورت دخترمو ناز کنم. اگه خارجیش بهتره، خارجی بدهناراحت
دیدگاه ها (۴)

گرچه میدانم نمی آیی ولی هردم ز شوق سوی در می آیم و هردم نگاه...

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت بنگر که از کجا به کجا می‌فرستـم...

سابق او با جرأت ، بی باک ، تمیز و سر زنده بود، ولی حالا ترس...

من برای این همه درد کافی نیستم!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط