ب آفتاب احتیاج داشتم

ب آفتاب احتیاج داشتم
احتیاج داشتم به دمیدن صبح
تا بیدار شـوم از کابوس...
خوش آمـدی !
روزگار غم انگیزی داشتم بی تو
پرده ی پنجـره ام از ابر بود
هر شب
با گریه به خواب می رفتم
و کشتی ها
در بالش من غرق می شدند...
دیدگاه ها (۳)

رها💔 سخت ترین درد این است که کسی را از ته دل دوست داشته باشی...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

Pat:9اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جونگکوک گفت که بیا امشب با هم ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

روانی من پارت 5ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلو...

dark life = 44صبح روز بعد، ات با حس خوبی از خواب بیدار شد. آ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

پنهان عشق

⁨⁨رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه !؟.هرگز تو هم مانند من آزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط