{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرِ پروازِ توام همسفرم باشی اگــر

پرِ پروازِ توام همسفرم باشی اگــر
دلِ من را به هرآنجا که دلت خواست ببَر

قابِ تصویرِ مرا گوشه‌ی ذهنت بنشان
روزگاری که نمانده ست از این خسته اثر

مثل سابق به دلم سر بزن از روی وفا
چه کسی جز تو زند بر دلِ بی حوصله سر؟

تو که بانورِ نگاهت زده ای طعنه به ماه
از شبِ تارِ منِ غمزده راحت مگذر

ساعتی را بنشین پای من وخستگی ام
توکه پا تا به سرت شوقی و شوری و شرر

زُل بزن از پسِ هر فاصله در چشمِ ترم
تا ببینی که چه آورده سرم رنجِ سفر



شیوا_صالحی
دیدگاه ها (۰)

همیشه تو تصوراتم مرد با غیرت مردی بود که اگه یه نفر چپ نگاه ...

بزن بر چهره‌ ی دنیا نقاب آهسته آهستهبکُن بر‌روی احساسم‌حساب ...

مواظب خودت باش خیابان های زیادی مانده که باهم قدم نزدیم ... ...

به تومی اندیشمای سراپاهمه خوبیتک وتنها به تو می اندیشمهمه وق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط