{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا آن روز آن‌قدر نزدیکش نبودم

تا آن روز آن‌قدر نزدیکش نبودم
که رنگ چشمش را ببینم: قهوه‌ای...
درست مثل میوه‌ های تازه از
درخت افتاده‌ی فَنـدق.🌰✨ˇᴗˇ

-«اَپِل و رِین»
دیدگاه ها (۲۷)

دراز کشیدم روی تختم و دارم به صدای حل شدن قرص جوشان توی لیوا...

برخیز و بخند و زندگی کن...😀🍃#حس_خوب_فرفری 😍

ول کن جهان را...زندگی چایِ تازه دمی است که دیر بجنبی از دهن ...

ما هیچ الهی همه تو...😀🍃#حس_خوب_فرفری 😍

توی‌وبتون، تو قسمت ۱۲ هیسونگ و دوستش قابلیت های جادویی خودشو...

معامله نهاییپارت ۳۸با اینکه پدرم داشت راجب مهم ترین ارزیابی ...

می‌کردند مخصوص تهیونگ که برای بوسیدن آن لبا لحظه شماره میکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط