تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
تا تو هستی و غزل هست ، دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به این دنیا نیست
از تو تا ما ، سخن عشق همان است که رفت
که در این بحث زبان هنری گویا نیست
بعد تو قول و غزلهاست جهان را اما
غزل توست که در قومی از آن اما نیست
تو چه رازی که به هر شیوه تورا می جویم ؟
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
شب که آرامتر از پلک تورا می بندم
با دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست
محرمی چون تو هنوزم به این دنیا نیست
از تو تا ما ، سخن عشق همان است که رفت
که در این بحث زبان هنری گویا نیست
بعد تو قول و غزلهاست جهان را اما
غزل توست که در قومی از آن اما نیست
تو چه رازی که به هر شیوه تورا می جویم ؟
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
شب که آرامتر از پلک تورا می بندم
با دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست
- ۶۵۱
- ۲۹ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط