#حکایت عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشید

#حکایت عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود، نانوا به او نان نداد و عابد رفت....
مردی که آنجا بود عابد را شناخت به نانوا گفت:
این مرد را نشناختی؟
گفت نه،
مرد گفت: فلان عابد بود
نانوا گفت: من از مریدان او هستم. دوید دنبالش و گفت میخواهم شاگرد شما باشم، عابد قبول نکرد.
نانوا گفت: اگر قبول کنی، من امشب به تمام آبادی نان میدهم، عابد قبول کرد
وقتی همه شام خوردند نانوا گفت:
سرورم دوزخ یعنی چه؟
عابد پاسخ داد:
"دوزخ یعنی اینکه تو برای رضایت خدا
یک تکه نان به بنده خدا ندادی
ولی برای رضایت دل بنده خدا یک
آبادی را نان دادی" #فردوس_برین
دیدگاه ها (۶)

📜آورده اند که، عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی ن...

🔆 #پندانه عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشید...

✅ دوزخ یعنی چه ؟ ✍ عارف معروفی به نانوایی رفت و چون لباس درس...

🍂 عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نا...

💕عارف_و_نانواعارفی بود که شاگردان زیادی داشت و حتی مردم عامه...

عابد و عارفی بود که شاگردان زیادی داشت،و حتی مردم عامه هم مر...

👇 ✅ عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود ...

🌸🍃🌸🍃#داستانک_آموزنده💠 #عارف_و_نانوا 💠عارفی بود که شاگردان زی...

"متنی از جنس طلا" عارفی بود که شاگردان زیادی داشت و حتی مردم...

عارفی بود که شاگردان زیادی داشت و حتی مردم عامه هم مرید او ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط