{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏چون به کام دل نشد دستی در آغوشت کنم

‏چون به کام دل نشد دستی در آغوشت کنم
میروم تا در غبار غم فراموشت کنم
سر در آغوش پشیمانی گذارم تا تو را
ای امید آتشین با گریه خاموشت کنم
دیدگاه ها (۱)

"درد" رابا سه حرف می نویسیمبا یک بخش می خوانیمو بی صدا می کِ...

#والپیپر

ندارم بی تو صبر طاقت و هوش ندانم کی شوم با تو هم آغوش سر خود...

بی‌تاب شدن؛ دم نزدن؛... عادتم این استبا خونِ جگر ساخته‌ام؛ ق...

در این دنیای وا نفسا تو از حالم چه  می دانیبه دل داغی گران د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط