{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وطنم شعر .عبور بدون ویزا به هر جایی که دلت خواست سرک بکشی

وطنم شعر .عبور بدون ویزا به هر جایی که دلت خواست سرک بکشی ..
دنیا وطن توست ............در تاریکی
چشم‌ها بر من می‌خمند
ظلمت یک هزار چشم
و هزار فضای حیران
تاریک‌تر از ابروانم
یا حلقه‌ی موها بر گیج‌گاه‌ام،
تار چون سوسوی چراغی نامرئی
تلالویی بر گونه و پیشانی

چمیده بر تقدیرت، بی‌هیچ‌جنبشی
این چهره‌ی یار توست
ولی چنین ستمکار
ستمکار-چشمانی چرا؟

می‌دانم، سرانجام، آینه آنجاست
و می‌دانم که دیگرگونه‌کسی،
چشم خواهد دوخت به بیرونِ آینه
روزی چشمهایت را می‌گردانی به سویش و
وقتی دوباره سر برگردانی،
من نیز،
ناپدید خواهم شد.هزار چشم .سوئد
دیدگاه ها (۱)

وطنم شعر .عبور بدون ویزا به هر جایی که دلت خواست سرک بکشی .....

شعر ..کلماتیست در کنار هم قرار گرفته با لبخنددقیقا زمانیکه ت...

صبحو تنم با آواز دیگرگون پرندگان،با گل‌های سپید سپیده‌دمانو ...

یه وقتی همباید دلتو بدریا بزنیبگی گور بابای دنیا ...خودم وخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط