{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمامِ دلتنگی هایم را برایش نوشته ام؛

تمامِ دلتنگی هایم را برایش نوشته ام؛
خط به خط...
روز به روز...
ساعت به ساعت...
اما میترسم!
میترسم از اینکه بخواند و با پوزخندی از کنارش رد شود!
میترسم از اینکه بخواند و با یک "مرسی" گفتن،
تمامِ تصوراتم را خراب کند!
میترسم از اینکه یک نفر قبل از من،
تمامِ اینها را برایش گفته باشد!
شجاعتم تا همین حد بود؛
"برایش نوشتن"
من جراتِ ارسالش را ندارم!
دیدگاه ها (۶)

دلم راگم کردم درکوچه پس کوچه های خیال تو آنجاکه قناری می خوا...

نمیدانم چه کسی دست اتفاق های خوب زندگی ام را گرفته است که دی...

🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 دوستی هایتان را به عشق نرسانید...

حالم خوب نیست...با تو اما...بهتر نخواهد شد...میدانم اگر باشی...

درود عزیزان منننن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط