تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خسته ام
تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خسته ام
کنارت اونقدر آرومم که از مرگ هم نمیترسم
تنم سرده ولی انگار
تو دستای تو آتیشه
خودت پلکامو میبندی
و این قصه تموم میشه ...
کنارت اونقدر آرومم که از مرگ هم نمیترسم
تنم سرده ولی انگار
تو دستای تو آتیشه
خودت پلکامو میبندی
و این قصه تموم میشه ...
- ۱۸۹
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط