{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راوی میدوریا که رسما تشنه کرده بود و آلمایت هماون صحنه

راوی: میدوریا که رسما تشنه کرده بود😅😈 و آلمایت هماون صحنه ی عزیز رو دید پشماش ریخته بود نمی دونست که دکو رو نجات بده چشاش رو دربیش کنه و خلاصه یاتاقان زده بود. تا این که توگا دهن بند میدوریا رو با دست گرفت و داشت میدوریا رو خفه می کرد🥶 و دکو هم ممممم مممممم ممممممممم می کرد آلمایت هم تیه یک حرکت نینجایی دکو رو گرفت و وقتی می خواست که از دکو بپرسه که حالش خوبه یا نه دید توگا درست همون موقع که آلمایت دکو رو گرفت یه یدونه چاقو تو پای دکو فرو کرده
آلمایت:میدوریا شونه!!
توگا:پس این بچه رو می شناسی؟!
((در همان حال اتاق کاچان))
شیکاراکی: صدا ی چی بود؟!
دیدگاه ها (۵)

حق😅🤣

۳۰۰ تایی شدنمون مبارک🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳😆😆😆😁😄😃😀😍🥰😘🤩😝🤪🤗🤭🥳🥳🥹🥹🥹😱🥳🥳😆😆😁😃😀😅

بچه‌ها این عکسو خودم درست کردم قراره بشه کاغذ دیواری یکی از ...

آهنگش باهاش نمی خونه🤣👍🏻

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط