ما در مان امواج زندگ منم امواج غول آسا و پدرپ
ما در ميان امواج زندگى مىكنيم، امواج غول آسا و پىدرپى كه از سرزمينهاى كشف نشده به سرنوشت ما وارد مىشوند و ما را بىرحمانه به سرزمينهاى ناشناخته ديگرى مىبرند.
امواجى كه نفسمان را مىبرند، شُشهايمان را از آبهاى شورٍ سرد لبالب مىكنند.
چشممان را مىسوزانند و ما را در در رنج بلاتكليفى دنياى زير آب و سطح آب نگه مىدارند.
تنها فرصت ما براى نجات حدفاصل دو موج است, فاصله كوتاهى كه بايد ستاره قطبی را پيدا كنيم و در حالى كه چشمهايمان از شورى و اشک باز نمیشود، براى دستيابى به شايد تنها فرصت زندگىمان به ستاره قطبی خيره شويم.
-آه از وطن...
𝟏𝟒𝟎𝟒𝟏𝟐𝟏𝟒
امواجى كه نفسمان را مىبرند، شُشهايمان را از آبهاى شورٍ سرد لبالب مىكنند.
چشممان را مىسوزانند و ما را در در رنج بلاتكليفى دنياى زير آب و سطح آب نگه مىدارند.
تنها فرصت ما براى نجات حدفاصل دو موج است, فاصله كوتاهى كه بايد ستاره قطبی را پيدا كنيم و در حالى كه چشمهايمان از شورى و اشک باز نمیشود، براى دستيابى به شايد تنها فرصت زندگىمان به ستاره قطبی خيره شويم.
-آه از وطن...
𝟏𝟒𝟎𝟒𝟏𝟐𝟏𝟒
- ۶۴.۰k
- ۱۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط