{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی وقتها باد

گاهی‌ وقت‌ها بايد
رفت، رفت، رفت...
يک خيابان دراز را گرفت
تا آخرين نفس رفت؛
پيچيد به يک كوچه‌ی باريک
و ناپديد شد.

👤عباس معروفی
دیدگاه ها (۶)

از پا در آمدیم و نیامد به دست، یارپشتِ امید بر سر این آرزو ش...

دلی که در دو جهان جز تو هیچ یارش نیست گرش تو یار نباشی جهان ...

دلتنگم و با هیچکسممیلِ سخن نیستکس در همه آفاقبه دلتنگیِ من ن...

اُمید چیست؟ همان سلاحی که میان درد هایمان جوانه میزند...

منتظرت بود ...به اندازه ی تمام جاده هامنتظرت بود ...به انداز...

مجنون سرخ چشم پارت ۲۳

رمان؟عشق مثلثیپارت؟10یونگی:خوشمزست؟ ا/ت:اوهومیونگی:نوش جونتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط