#نیمه شبی بارانیست صدای اهنگین رعد و برق و زدن باران به

#نیمه شبی بارانیست صدای اهنگین رعد و برق و زدن باران به پنجره ی چوبی اتاقم و تویی که مثل همیشه
کنارمنی در خیالم
به تو نگاه میکنم
ب چشمانت خیره میشوم
در چشمانت خودم را میبینم
از فرط خواب پلکت ارام ارام بسته میشود
شاید قرار است همین اندک منی ک در توست هم دیگر نباشد
پلکت بسته شد و من محو و من در تو محو شدم
آری ب اندازه ی یک پلک بهم زدن دیگر منی در تو نیست ،به همین آسانی،، #مهران_فرهادی
دیدگاه ها (۱۰)

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p65نینا چشم‌هاش رو ریز کرد.«یعنی نگران من...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

رمان انتقام ازدواج کامل

من میهمان تو فاصله ما آینه ی اتاقحوالی سکوت و سیاهیمن بی روح...

▓▒ امشب هوا بارونیه تو اتاقم. ...

عاشقانه ای برای استاد هوشنگ کاشیلو

ترانه ی زیبایت را دوباره برایم بخواندوباره بباربر گونه های ش...

#پارت‌چهاردهم‌🎶🧷نفس نفس میزد!نشستم کنارش و ب بازوش نگاه کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط