پارت۴۲

ویو ا.ت

من رو مثله یه بچه گذاشتن خونه خودشون رفتن یعنی چی شده وای از بس فکر کردم مغزم داره سوت میکشه چرا نمیان

چیک چیک(باز کردن در)

ا.ت:اومدید؟

کوک:نه داریم میریم

ا.ت:مر/ض چی شده بابام کجاست؟

جئون:اون دنیا

ا.ت:مرد؟

جئون:اره

ا.ت:اون که قرار بود بمیره چرا نزاشتید من بکشمش

جئون:نباید دستت به خو/ن اون عو/ضی کثیف میشد خوشگلم

ا.ت رفتم بغلش

ا.ت:ممنون

جئون:خو....اهش (تعجب)

کوک:خوب منم بغل می‌خوام

ا.ت:عی پسر حسود (لپش رو بوسید)

کوک:بچه من به بابا هم گفتم و بابا هم گفت میتونی بری اما با....

ا.ت:من دیگه نمی‌خوام برم دانشگاه

کوک:مطمعنی؟

ا.ت:اره می‌خوام کار کنم

کوک:ما کار میکنیم تو چرا کم و کسری داری ؟

ا.ت:نه من می‌خوام روی پای خودم واستم

جئون:خیلی هم خوبه آفرین دخترم
دیدگاه ها (۵)

پارت۴۳

پارت ۴۴

پارت ۴۱

پارت۴۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط