{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی قشنگه بخونش

خیلی قشنگه بخونش
پسر : سلام عزیزم، چطوری؟
دختر : سلام گلم، خیلی بد (با صدای پر از بغض و ناراحت)
پسر : چرا؟ چی شده؟
دختر : باید جدا بشیم
پسر : چراااااا؟
دختر: یه خانواده ای من رو پسندیدن واسه پسرشون. خانواده منم راضین ( شروع کرد به گریه
کردن) الانم باید ازت تشکر کنم بخاطر همه چیز و باید برم خونه چون مادر پسره اومده میخواد من
رو ببینه...
پسر : اشکات رو پاک کن...تا بهتر جلو چشم بیای... چون مادرم نمیخواد عروسش رو غمگین
ببینه...
اگه عاشقی بزار تو پستات........
دیدگاه ها (۳)

الوفه حلو بس اهل الوفه ماتو...#عربی

پارت یک یک خانواده دوتا بچه داشتن یدونه پسر و یدونه دختر ولی...

معرفی داستان جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط