امشب دلـم را پیـش تو، جا میگذارم

امشب دلـم را پیـش تو، جا میگذارم
دیـوانـه ای را بـا تـو تنهـا می گذارم

خود را رها می سازم از  دلـواپسی ها
غـم  را بــرای  روز فــردا  می گـذارم

می رانـم از کنـج قفـس مرغ دلـم را
اینک بـه جایش، سنگ خارا میگذارم

دیوانـه ای سر گشته در شهـر  جنونم
مجنـونی ام  را پـای لیـلا می گـذارم

دلـدادگی  را ... واژه  واژه  می سرایم
وانگـه  بـرای  واژه   معنـا  می گذارم

در عـالم معنا، حدیث درد عشق است
لیکن  بـرای  عشق  منهـا  می گـذارم

خط میـکشم بـر آرزوهــای  محـالم
دیــدار  را پـایـان  دنیــا  می گذارم

دیگرنگو(عارف)حدیث عشق و مستی
ورنـه بــه روی دفتـرت پـا میـگذارم
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه

دلنوشته

به نوجوانی به محضر استاد خطاطی شدم در انجمن خوشنویساناستاد م...

برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق ها سَری ای تک گُ...

در واپسین لحظات و در اوج سکوت و تنهای ام صدای دلنواز یادت در...

اسفند امسال هم دود شد....و منو واژه هایم سالی دیگر را سپری ک...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن...لب وا کن و با واژه بزن جادو ک...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن...لب وا کن و با واژه بزن جادو ک...

هم مرگ

شعر و صدا: علیرضا آذرلیلی بنشین خاطره ها را رو کن ... لب وا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط