مسرایم تو و چشمان تو را

مےسرایم "تو و چشمان تو را"
نه سپیدے ، نه غزل
تویی آن شعر دل انگیز و بلند
ڪه پر از مثنوے بارانے؛
منم آن شاعر بیدل
ڪه فقط...
برق چشمان تو را مےبیند...
سبڪ من عاشقے و 
قافیه‌ام دلتنگےست...
منم آن مست و پریشان نگاهت
ڪه دلم تو و احساس تو را مےخواهد...


#فروغ_فرخزاد

#برای‌همانکه‌خودش‌میداند !..."
#Tak_setareh
دیدگاه ها (۱)

چه دلبری میکنه جناب مولانا:اونجا که میگهوالله که شهر بی تو م...

عجب جاذبه ای داردآغوش" تو"هر لحظه مرا به سوی "خود"می کشاند.....

احتیاجی به تسبیح نیستدستانت را که به من بدهی با انگشتانت ذکر...

#Tak_setareh★

می سرایم "تو" و چشمان "تو" رانه سپیدی...نه غزل... تویی آن شع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط