تو خیابون زیر نور چراغا

تو خیابون زیر نور چراغا
ساعت از نصفه‌شبم گذشته
بود جز منو تنهاییا پیاده رو
خبر از عابر دیگه ای نبود
بادی که درختارو تکون میداد
روی سنگ فرشارو برگ پوشونده بود
مثل هرشب دوباره دلتنگی
منو سمت خونتون کشونده بود....
#احمدوند
#دلتنگی
#مهدی_احمدوند
دیدگاه ها (۲۰)

شب سرد...

شب شد و باز آمدی...

تو خیابون زیر نور چراغهاساعت از نصف شبم گذشته بودجز منو تنها...

الهی شکرت بخاطر این فرشته آسمونی❤ ❤ ❤ ❤ ❤ .توی خیابون زیر ن...

قسمت ۶۲ و ۶۳🔹 #او_را ... 62اعصابم واقعا خورد شده بود!به مام...

casino15

زندگی متفاوت

رمان: *نیمهی پنهان قلب* ژانر: *عاشقانه | خانوادگیـ p...

جنون مافیا ☆part44S1☆ویو سواماتم برده بود... همیشه ادعا میک...

دوپارتی از لینو: (وقتی تو فوبیای....) p1وقتی تو فوبیای صدای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط