{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینکه شمعدانی را

اینکه شمعدانی را
 جانم"صدا میزنم ،
دست خودم نیست
همیشه فکر مےکنم که گلها را
تو بدنیا آوردے
به گلدان مریم و نرگس و یاس
یا همین بنفشه و شب بو نگاه کن!
زیبایےشان به تو رفته
تنهایے شان به من !
دیدگاه ها (۱)

در قاموس من،بخشش نیست!اما گذشت، هست! از تو براےهمیشه.. م...

.مےگویند ‌؛ با یڪ گل بهار نمےشود آنها لبخندِ «تو» را ندیده‌ا...

دوستــتــ دارمـــ جوابش سادہ و بے پردہ اس مے شود واضـــح بگـ...

دو راهےسختیه!!وقتےندونے محــــــــرمشے یا مزاحمش!!!وقتے ندون...

داستان ترسناک خیالی

از پنجره به بیرون نگاه میکردم. جاده های پرپیچ و خم و رنگارنگ...

𝐃𝐀𝐑𝐈𝐔𝐒𝐇 𝐄𝐆𝐇𝐁𝐀𝐋𝐈 🤍👑" شـکـنـجـه گـر "🎼بــغـض مـیـکـنـم...وقـتـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط