چشم وا ردم و دیدم ه وجودم تو شدی

چشم وا ڪردم و دیدم ڪه وجودم "تو شدی"
دفتر پر غزل خاطرہ هایم "تو شدی"

درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینڪه همه‌ حال و هوایم"تو شدی"

درد من دوری‌ از توست،بغل وا ڪن تا
ڪه بگویم به همه قرص و دوایم"تو شدی"

دورم از دین خودم....
قبله ی من گم شدہ و
معبد و قبله‌ ی من....
ذڪر دعایم تو شدی♥ ♥
دیدگاه ها (۱)

آنقدر دوستت دارمکه خودم هم نمیدانم چقدر دوستت دارم!هر بار که...

اوووووم سیب ترش

.

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط