{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زبان پدر غواصان شهید

از زبان پدر غواصان شهید

آمدی سوی وطن،خسته نباشی پسرم
آبرو دادی به من،ای گل بی بال و پرم

حسرت دیدن تو موی مرا کرده سفید
ز فراق تو خم افتاده میان کمرم

مرد دریا دل من،موج حریف تو نبود
ز چه رو غرق شدی،دور شدی از نظرم؟!

سالها بود و نبودت همه روز و همه شب
لحظه لحظه به خداوند قسم زد شررم
آمدی باز کنارم که نگاهت بکنم
پیش چشمان منی، بر سر تو نوحه گرم

ز چه پنهان شده دستان تو پشت کمرت؟!
با پدر دست بده،شعله نکش بر جگرم

صورتت خاکی شده مرغک پر بسته ی من
آنچنانی که زمین خورده علمدار حرم

"
دیدگاه ها (۱۸)

باز شب آمد و چشمم ز غمت دریا شدماه روی تو در این آینه ها پید...

باز شب آمد و چشمم ز غمت دریا شدماه روی تو در این آینه ها پید...

باز شب آمد و چشمم ز غمت دریا شد ماه روی تو در این آینه ها پی...

#شهادت_امام_هادی_علیه_السلامیا رب از زهر جفا سوخت ز پا تا به...

آنقدر ناله شدم تا جگرم ریخت حسینآنقدر اشک که مژگان ترم ریخت ...

باز شب آمد و چشمم ز غمت دریا شدماه روی تو در این آینه ها پید...

✨ ✨ باز شب آمد و چشمم ز غمت دریا شدماه روی تو در این آینه ه...

جای سیلی ز روی گونه من پاک نشد!رد شلاق بـه روی کمرم هسـت هنـ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابا

#محرم #یا_رقیه_بنت_الحسین_سلام_الله_علیها ..گل سر نیست ولی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط