{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت: نمیدانم چرا اندوه رهایم نمیکند؟

گفت: نمیدانم چرا اندوه رهایم نمیکند؟
گفتم: اندوهت را جای سرزنش نیست من هم به جای او بودم دوست داشتم مدام همنشین تو باشم.
دیدگاه ها (۵۸)

من آنچه را احساس باید کردیا از نگاه دوست باید خواندهرگز نمی ...

نگاهم می‌کنی قلبم، درون سینه می‌لرزد!نگاهم کن، نگاهِ تو به د...

آغوشِ تو مستقیم ترین راهِ دنیاست!مرا به راهِ راست هدایت کن ....

لا أُريدُ منَ الْحـُبِّ غَيْرَ الْبدَايَةِچیزی از عشـق نمے خ...

شیطان کش

دوست داشتم معلم املای تو بودمتا "دوستت دارم" را املا بگویم ؛...

دارکوبی از سر رنجبرای رهایی مدام... به مغز استخوانم می‌کوبدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط