{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طلوع بی شمار معرفت باش

طلوع بی شمار معرفت باش
به شهری که رسومش بی وفائیست
سرم سرگرم تصویر تو گشته
به آن حدی که اسمش بی نوائیست
دیدگاه ها (۴)

میان دست من و تو هزار فرسنگ استغریب مانده دلم بی وفا دلم تنگ...

سلام ای بی وفا ای بی مروتسلام ای ساز گیتار محبتسلام کردم نگی...

تمام شهر از بس عاشقی ...

میدانی کجای عشق بازی ات را عاشقترینم!!!آنجا که به لبهایم خیر...

رمان بغلی من پارت ۲۱۷و۲۱۸و۲۱۹ارسلان: چیشد قشنگمدیانا: ترسیده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط