{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کونیچیوا مینا_سان 👋

کونیچیوا مینا_سان 👋
اولین سناریو من از این انیمه !
انیمه:مای هیرو اکادمی/مدرسه قهرمانانه من
موضوع:اگه باهاش قهر کرده باشی
شوتو تودوروکی
از سر کار اومد خونه،تو شیفتت شبه واسه همین عصر رو باهمین
دیشب حسابی دعواتون بالا گرفت
امروز غذا درست نکرده بودی و شوتو گرسنه و خسته از سر کار اومده بود
در اتاق رو باز کرد و دید هنوز روی تخت دراز کشیدی
شوتو:غذا درست نکردی؟
ا/ت:نه..درست نکردم. (با صدای بدون لحن خاصی،بدون حوصله و اشتیاق یا بدون غم و بی توهین خاصی )
[ وقتی * رو میزارم یعنی داره توی فکرش حرف میزنه]
شوتو:*یعنی بخاطر دیشب هنوز باهام قهره؟*
در رو میبنده و میره میشینه روی مبل
شوتو:*بالاخره که گشنه اش،میشه، بعد خودش میاد بیرون و یه چیزی درست میکنه*
هنوز قبول نداره که اشتباه از خودش بوده!
شوتو ا/ت رو مقصر میدونه
(بعدا اتفاقات دعوا رو میفهمید)
شوتو از خستگی روی مبل خوابش میبره
وقتی بیدار میشه تقریبا هوا غروب کره ولی نه کاملا ، یه گرگ و میش زیبا راه افتاده
آسمون نارنجی و قرمز شده و شوتو یادش می افته که ا/ت معمولا هر روز این موقع درحال آماده شدنه واسه شیفت ولی خبری نبود
شوتو:*شاید خواب مونده؟*
میره و در اتاق رو باز میکنه ولی ا/ت نیست
زودتر رفته سر کار
شوتو که گشنه اش شده بود رفت تو آشپزخونه که یه چیزی واسه خوردن پیدا کنه چون ناهار نخورده بود.
وقتی رفت تو آشپزخونه یه قابلمه غذا روی گاز دید که دست نخورده بود
ا/ت براش غذا درست کرده بود ولی نه چون خودش گشنه اش شده بود،بخاطر اینکه شوتو گشنه نمونه
ولی خودش به غذا دست نزده بود
شوتو فکر کرد
شوتو:*شاید گرسنه نیست.*
ولی خبر نداشت که ا/ت کل روز رو غذا نخورده بود
صبح قبل از اینکه ا/ت از سر کار برگرده شوتو رفت و همدیگه رو ندیدین ولی شوتو نمیدونست که تو تا عصر خونه نرفتی.
ا/ت درست یکم قبل از شوتو رسید خونه و تازه لباسش رو عوض کرده بود که شوتو اومد و شروع کرد به غر زدن
ا/ت قبل از اینکه حرف شوتو تموم بشه شروع کرد به سرفه کردن و شوتو فکر کرد ا/ت داره ادا در میاره و در رو کوبید و رفت بیرون ، ا/ت خواست جلوش رو بگیره ولی سرفه هاش نمیزاشت
بعد از رفتن شوتو سرفه های ا/ت بند نیومد و سعی کرد یه بسته قرص رو از جیبش در بیاره و بخوره ولی زمان می‌برد تا اثر کنن و ا/ت از یه جا به بعد خون بالا می آورد و بعد از حدود نیم ساعت آروم آروم حالش بهتر شد
اون روز شوتو خونه نیومد و ا/ت هم تا شب منتظرش بود
وقتی شب شد ا/ت مجبور شد بره سر کار و وقتی برگشت هنوز شوتو نیومده بود خونه.
نمیدونست چیکار کنه و....
خب اینم از پارت یک ☝️
لطفا لایک کنید 👍
کامنت هم فراموش نشه!
قراره نسخه باکوگو و میدوریا از این سناریو فیک رو با همین موضوع ولی داستان متفاوت بنویسم!
قرار بود ‌که وانشات بنویسم ولی به یه سناریو فیک جدید خطم شد🤣
ساته!،جانه مینا_سان 👋
دیدگاه ها (۰)

https://wisgoon.com/korokavaakaneاجی اکانه فالوش کنید!

چالش حرف ناشناس!توضیحات:وارد لینک زیر بشید جمله ای را به صور...

تعمیر کار اومده لوله های دستشویی و آشپزخانه خونه مون رو درست...

درخواستی

سنارطو مسافر ساعت شیش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط