{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر نمرود باش..

دختر نمرود باش..
نمرود با دخترش، رعضه در جایگاه ویژه سلطنتی نشسته و منظره آتش انداختن حضرت ابراهیم را نگاه می کردند، رعضه برای آنکه صحنه را بهتر ببیند، در بالای بلندی ایستاد؛ امّا با کمال ناباوری، ابراهیم(ع) را در میان آتش، در یک گلستان دید. رعضه با صدای بلند گفت: ای ابراهیم این چه حال است که آتش تو را نمی سوزاند.

حضرت جواب داد: هر کس در زبانش پیوسته «بسم الله» بگوید و قلبش مملوّ از معرفت الهی باشد، آتش برای او اثر ندارد. رعضه گفت: من هم مایلم با تو همراه باشم. ابراهیم فرمود بگو: «لا اله الّا الله، ابراهیم خلیل الله و بعد از آن در آتش بیا». او این کلام را گفت و قدم در آتش نهاد و خود را نزد ابراهیم رساند و در حضورش ایمان آورد. آنگاه به سلامت به حضور پدر برگشت.

نمرود با دیدن این صحنه مبهوت و متعجّب شد؛ ولی عشق و علاقه به ریاست، او را از ایمان به خداوند تبارک و تعالی بازداشت. سپس خواست دختر را با پند و اندرز از راه توحید بازگرداند؛ ولی اثر نکرد. او را تهدید کرد. سودی نبخشید تا اینکه دستور داد او را در میان آفتاب سوزان به چهار میخ کشیدند. در این موقع پروردگار مهربان به جبرئیل امین فرمان داد: «بنده مرا دریاب.» جبرئیل رعضه را از آن مهلکه رهانیده و به محضر خلیل آورد.✋
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :حضرت ابراهیم علیه السلا...

💠مؤمن و مسلمان کیست؟🔘پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) فرمود...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :و نمی‌تواند در آن راه ...

کلام نورانی وحی

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 هجدهم مهرماه، روز جهانی بهداشت...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

🍃حکایت قرآنی | كار عجیب دختر نمرود

مُفَضّل بن عمر می‌گوید: ابوجعفر منصور عباسی به حسن بن زید که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط