خسته شده ؛خمیده شده ؛خون جگر شده
خسته شده ؛خمیده شده ؛خون جگر شده
لاغر شده ؛شکسته شده ؛محتضر شده
زهرا برای مادر خود گریه میکند
مادر برای دختر خود دیده تر شده
زخم زبان شنیده و بشکسته تر شده
با حسرت عروسی او همسفر شده
دلواپس هجوم دری شعله ور شده
وقتی کفن نبود و عبا خواست گریه کرد
وقتی کفن رسید غمش بیشتر شده
او دوختن به دختر خود یاد میدهد
گویا ز غارت نوه اش با خبر شده
زهرا ؛نبی ؛خدیجه ...همه گریه میکنند
این یک کفن برای همه درد سر شده
صلوات
لاغر شده ؛شکسته شده ؛محتضر شده
زهرا برای مادر خود گریه میکند
مادر برای دختر خود دیده تر شده
زخم زبان شنیده و بشکسته تر شده
با حسرت عروسی او همسفر شده
دلواپس هجوم دری شعله ور شده
وقتی کفن نبود و عبا خواست گریه کرد
وقتی کفن رسید غمش بیشتر شده
او دوختن به دختر خود یاد میدهد
گویا ز غارت نوه اش با خبر شده
زهرا ؛نبی ؛خدیجه ...همه گریه میکنند
این یک کفن برای همه درد سر شده
صلوات
- ۵۷۱
- ۰۶ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط