{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#نفرتی_عاشقانه

#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:52
دم در امارت بودند تهیونگ کلید زنگ رو فشرد و به ثانیه نکشید که اجوما در و باز کرد.

اجوما:خوش اومدید پسرا( لبخند)
جونگکوک:ممنونم اجوما بوس به سرت ما میریم داخل( خنده)
تهیونگ خنده ای کرد و همراه جونگکوک وارد پذیرایی شدند.
مری تا جونگکوک رو دید رو به دختری که رو کاناپه نشسته بود با لبخند گفت.
مری:انا جونگکوک هم اومد.

جونگکوک نگاهشو به مخاطب مادرش داد و با دیدن کسی که رو کاناپه نشسته بود کاملا لبخندش محو شد.
دیدگاه ها (۳)

شبتون به قشنگی نامجونی و پسراش 🌙✨

بنرهای تبلیغاتی تهیونگ در فروشگاه Champion در منطقه گانگنام

چرا موهای منم اینجوریه😂😂

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟖وقتی رسیدم پایین جونگکوک رو دیدم که ای...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟒. جونگکوک وسایلو انداخت بغل ته و جلو ج...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟗تهیونگ اروم چرخید به طرف کوک و یک دستش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط