{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسره ممره میره بهشت

پسره ميميره، میره بهشت...
میبینه اونطرفش کوهه و اونطرفش دریا...

پسرک نزدیک دریا ميشه میبینه که ماه اول آب دریا کم شده
سال اول آب دریا بازم کم شده
سال پنجم اب دریا بازم کمتر شده
سال بیستم میبینه یک رودی داره رد میشه...
از خدا میپرسه من که تو بهشتم، چرا اينجور شده
خدا میگه: ماه اول رفیقات تو رو فراموش کردن...
سال اول فاميلات تو رو فراموش کردن...
سال پنجم خواهر و برادرات تو رو فراموش کردن...








سال بیستم اون رود که داره رد ميشه هنوز اشکهای مادرته.
به سلامتی همه مادرا🙏
دیدگاه ها (۱)

شبتون خوش 👋🙃

﷽سـ❄️ـلامروزتون پراز خیر و برکت ⛄️امروز پنجشنبه ☀️ ٣٠ ب...

﷽سـ❄️ـلامروزتون پراز خیر و برکت ⛄️امروز چهارشنبه ☀️ ٢٩ ...

نام زیـبـای پــدربا سیم و زر باید نوشت.خوب و عـالی با عـیاری...

دارم کم کم تحریک میشم دوباره بزنم تو کار رفع شبهه مثل چند ما...

پارت ۳

the relice of the past part2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط