ات𝓹𝓪𝓻𝓽۳۷
ات𝓹𝓪𝓻𝓽۳۷
ویو ات
رفتم تو با قیافه آویزون اعضا روبرو شدم
کوک:خوش گذشت؟(عصبی)
جیمین:(از قیافش عصبانیت میباره)
نامجون:اصلا ساعت رو دیدی(عصبی)
جین:کجا بودی(عصبی)
جیهوپ:نباید زیاد به غریبه ها بچسبی(سعی میکنه عصبانیتش رو مخفی کنه)
تهیونگ:منتظر جوابتیم(عصبی)
ات:خب بلاخره نوبت منم شد .... اولا آره خیلی خوش گذشت
کوک و جیمین:(حرص)
ات:دوماً اصلا هر ساعتی که بخوام میام
نامجون :یااا ات
ات:دارم حرف میزنم .... و سوما به پی دی نیم گفته بودم و چهارما به هیچ کس ربطی نداره من با کیا میگردم و یادتون نره شما ها هم غریبه اید
همه از عصبانیت قرمز شده بودن
نامجون:مراقب حرف زدنت باش
ات: پس توی زندگیم دخالت نکنید
رفت تو اتاقش و لپ تابشو برداشت و رفت خونه خودش
ویو یه هفته بعد
نویسنده:
یه هفته همینجوری گذشت و ات با اعضا سرد رفتار میکرد و اعضا ازین موضوع ناراحت بودن و هم ازین عصبانی بودن که یونجون و کای و ات به هم زیاد میچسبن اعضا دیگه ازین موضوع خسته شده بودند و تصمیم گرفتن از دلش دربیارن
ات ویو
امروز کای کنسرت داشت و منم خوشم نمیاد کسی به دوست پسرم نزدیک شه پس منم کرمم فعال شده یه کاری کنم با دنسر زن شیبش نکنن پشت صحنه ی کنسرت به دیوار تکیه داده بودمو منتظر کای بودم که اومد
ات: بلخره
کای: جونم کاریم داشتی؟
ات: یه لحظه بیا نزدیک
کای رفت نزدیک ات
ات: نزدیک تر
کای رفت یه میلی متری ات که ات یقه ی کایو گرفت و کای و چسبوند به دیوار و گردنشو محکم گاز گرفت
کای: آآی
ات همچنان که داشت گردن کایو گاز میگرفت
یونجون: خوش مزس؟
ات همونجور که داشت کایو گاز میگرفت برگشت و با یونجون روبرو شد و قیافه ی اینکه شکه شده به خودش گرفت
ات: ت..تو اینجا چیکار میکنی؟
یونجون: نمیتونم بیام کنسرت دوست پسر ناتنیم؟
ات: دوست پسر ناتنیم؟(خنده)
یونجون و کای: آره دیگه(خنده)
ات: پس بیا بریم کنسرت دوست پسر ناتنیتو ببینیم(خنده)
کای: ات پس این چی؟(اشاره به کیس مارک)
ات: خوشگله بزار بمونه
ات و یونجون رفتن دست به دست هم کنسرت کایو دیدن
ویو فردا
....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
اگه حمایتا اینجوری باشه یا کمتر بشه هفته ای دو پارت میزارم ولی اگه حمایتا بره بالا سعیمو میکنم هرروز یک یا دو پارت بزارم
ویو ات
رفتم تو با قیافه آویزون اعضا روبرو شدم
کوک:خوش گذشت؟(عصبی)
جیمین:(از قیافش عصبانیت میباره)
نامجون:اصلا ساعت رو دیدی(عصبی)
جین:کجا بودی(عصبی)
جیهوپ:نباید زیاد به غریبه ها بچسبی(سعی میکنه عصبانیتش رو مخفی کنه)
تهیونگ:منتظر جوابتیم(عصبی)
ات:خب بلاخره نوبت منم شد .... اولا آره خیلی خوش گذشت
کوک و جیمین:(حرص)
ات:دوماً اصلا هر ساعتی که بخوام میام
نامجون :یااا ات
ات:دارم حرف میزنم .... و سوما به پی دی نیم گفته بودم و چهارما به هیچ کس ربطی نداره من با کیا میگردم و یادتون نره شما ها هم غریبه اید
همه از عصبانیت قرمز شده بودن
نامجون:مراقب حرف زدنت باش
ات: پس توی زندگیم دخالت نکنید
رفت تو اتاقش و لپ تابشو برداشت و رفت خونه خودش
ویو یه هفته بعد
نویسنده:
یه هفته همینجوری گذشت و ات با اعضا سرد رفتار میکرد و اعضا ازین موضوع ناراحت بودن و هم ازین عصبانی بودن که یونجون و کای و ات به هم زیاد میچسبن اعضا دیگه ازین موضوع خسته شده بودند و تصمیم گرفتن از دلش دربیارن
ات ویو
امروز کای کنسرت داشت و منم خوشم نمیاد کسی به دوست پسرم نزدیک شه پس منم کرمم فعال شده یه کاری کنم با دنسر زن شیبش نکنن پشت صحنه ی کنسرت به دیوار تکیه داده بودمو منتظر کای بودم که اومد
ات: بلخره
کای: جونم کاریم داشتی؟
ات: یه لحظه بیا نزدیک
کای رفت نزدیک ات
ات: نزدیک تر
کای رفت یه میلی متری ات که ات یقه ی کایو گرفت و کای و چسبوند به دیوار و گردنشو محکم گاز گرفت
کای: آآی
ات همچنان که داشت گردن کایو گاز میگرفت
یونجون: خوش مزس؟
ات همونجور که داشت کایو گاز میگرفت برگشت و با یونجون روبرو شد و قیافه ی اینکه شکه شده به خودش گرفت
ات: ت..تو اینجا چیکار میکنی؟
یونجون: نمیتونم بیام کنسرت دوست پسر ناتنیم؟
ات: دوست پسر ناتنیم؟(خنده)
یونجون و کای: آره دیگه(خنده)
ات: پس بیا بریم کنسرت دوست پسر ناتنیتو ببینیم(خنده)
کای: ات پس این چی؟(اشاره به کیس مارک)
ات: خوشگله بزار بمونه
ات و یونجون رفتن دست به دست هم کنسرت کایو دیدن
ویو فردا
....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
اگه حمایتا اینجوری باشه یا کمتر بشه هفته ای دو پارت میزارم ولی اگه حمایتا بره بالا سعیمو میکنم هرروز یک یا دو پارت بزارم
- ۹۵
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط