در بعض طوفانها زندگ کم کم اد مگر که نباد توقع د

در بعضي طوفانهاي زندگي، کم کم ياد ميگيري که نبايد توقعي داشته باشي مگر از خودت.متوجه ميشوي, بعضي را هرچند نزديک، اما نبايد باور کرد متوجه ميشوي روي بعضي هر چند صميمي، اما نبايد حساب کرد ميفهمي بعضي را هر چند آشنا، اما نميتوان شناخت و اين اصلاً تلخ نيست، شکست نيست، آگاه شدن نام دارد ممکن است در حين آگاه شدن درد بکشي، اين آگاهي دردناک است اما تلخ هرگز!
دیدگاه ها (۱)

جاده هاي زندگي را خدا هموار ميکند کار ما فقط برداشتن سنگ ريز...

ميدوني چرا ميگن دلت دريا باشه” وقتي يه سنگو تودريا ميندازي ف...

ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺯﻟﻒ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﯾﻞ ﺟﺰﯾﯽ ﺍﺯﭘﻮﺷﺶ ﺯﯾﺒﺎﯾﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭﻫﯿﭻ ﻣﺮﺩ ﺍﺻ...

درد آنجاست...در ميان پارگي لباس يک زن ، مردم فقط برهنگي او ر...

در بعضی طوفان‌های زندگی، کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط