ملکه پوراندخت بیست و ششمین پادشاه ساسانی ایران بود از
ملکه پوراندخت ، بیست و ششمین پادشاه ساسانی ایران بود ، از سال 629 تا 631 حکومت کرده است و بر بیش از 10 کشور آسیایی پادشاهی میکرد .
از میان سی وپنج پادشاه سلسله ساسانی ، نامدو زن بنام پوراندخت و آذر میدخت ، دختران خسرو پرویز درتاریخ بجای مانده است .
به روزگار او حضرت رسول (ص) چشم از جهان فروبست و ابوبكر جانشين او شد . قابل توجه است که در حالیکه در سرزمین اعراب ، چند صباحی بود که از زنده به گور کردن دخترانشان دست کشیده بودند ، در ایران زمین ما ، زنی بر تخت پادشاهی نشسته بود ! و این چیزی نیست جز نشان از بنیاد تمدن و فرهنگ درخشان و گستره ی ایران زمین و این که بانوان فرهیخته به پایگاه های بلند اجتماعی می رسیدند ، و این پیشرفته بودن فرهنگ ایران را نشان می دهد .
در بیشتر سرچشمه ها وی را دادگستر خوانده اند . پوراندخت چنان داد بگسترانید که هیچ گاه در روزگاران گذشته مانندی برای آن دیده نشده بود .
پوراندخت پیراهنی زیبا و نگره دار و سبزرنگ بر تن ، شلواری به رنگ آبی آسمانی بر پای و تاجی از نگین های آبی رنگ بر سر می گذاشت و بر تخت شاهنشاهان ساسانی تکیه می نمود .
به نوشته مورخان اروپايي ، پوراندخت که شاهي باتدبير بود حمله اعراب مسلمان از حجاز به قلمرو ايران را پيش بيني كرده و به فرماندهان ارتش اندرز داده بود كه اختلافات داخلي را كنار بگذارند و آماده مقابله باشند . وي اسپهبد رستم فرخزاد را سمت فرماندهي ارتش داد .
وی در نامه و سخنرانی آغازین خود همگان را به دادگستری و فرمانبرداری خواند و گفت پادشاهی وابسته به زن یا مرد نیست بلکه به دادگری بسته است . وی مانده ی خراج مردم را بخشید و از آن گذشت و عاملان کودا های پی در پی در دربار را و قاتلان شاهان به ویژه قاتل اردشیر سوم به نام پیروز خسرو را به کیفر رساند .
وی فرمان داد با کشاورزان به نیکی رفتار شود و همه ی پل ها در گستره ی شاهنشاهی ساسانی بازسازی گردند .
سکه نو با نگاری نو ضرب نمود . در روی سکه پوراندخت ،نیم تنۀ نیم رخ پوراندخت با چهره ای زیبا وکشیده ، نگاهی گیرا و گونه ای بر آمده دیده میشود که گیسوان بلند و حلقه دار او در سه بخش در دو سوی چهره ، بر روی سینه وپشت سر افتاده است . دو رشته مروارید بر گردن اوست که در میانش ، آویزی دارد . بر روی سینه ، نزدیک به شانه ها ، بر روی پیراهنش ، دو گل زرین به شکل های هلال وستاره جای گرفته است . هم چنین تاج بسیار با شکوهی که کناره هایش با دوره های مروارید آراسته شده است ، برسر دارد .
سکه های پوراندخت در شهر هاینیشابور ، کرمان ، میبد ، اردشیرخوره و....زده میشده است . شگفت اینکه چارچوب وقالب بندی ساخت سکه ها ، پس از پوراندخت دگرگون نمی شود و تا سالها پس از شامگاه ساسانیان از همین نمونه سکه ودر همین اندازه ، سکه زده می شده است .
پوراندخت چلیپای عیسی مسیح را که خسرو پرویز آن را از گنگ دژ (بیت المقدس) به غنیمت آورده بود و این کار را که شوند بروز جنگ های خونین میان ایران و روم شده بود را به هراکلیوس امپراتور روم خاوری بازگرداند و با این کار به جنگ های بیست و شش ساله ی ایران و روم پایان داد و پس از آن صلحی پایدار میان ایران و روم بسته شد و با نگهداری سره پهنه ی پهناور ایران زمین ، پشتیبانی و دوستی روم را نیز به دست آورد . و حتی یاری سپاهی از سوی هراکلیوس را نیز پذیرفت .
بوراندخت در هنگامه ی پادشاهی خود بنای آتشکده استینا و بناهایی در قهستان یزد ساخت که امروزه به توران پشت نامور است .
پوراندخت يك سال و چهار ماه پادشاه بود و فسفروخ خراساني ، وزيرش بود . بعد از کنار رفتن پوراندخت از پادشاهی ، مردي از خويشاوندان پرويز به نام (جشنسده) ، بر تخت نشست و يك ماه پادشاه بود و با مرگ او پادشاهي به آذرمیدخت رسيد .
( پوران خسرو منظور پوراندخت دختر خسرو پرویز است ) او زنی با کفایت و خردمند بود ولی متأسفانه به علت وضع آشفته و نابسامان آن دوران و جنگهای طولانی ایران و روم در زمان خسرو پرویز و نفوذ دین مزدک و نارضایی مردم از وضع موجود ، در یکی از دشوارترین شرایط تاریخی ایران حکومت کشور را چند ماهی در اختیار داشت و تلاش زیادی در جهت ثبات سلطنت کرد .
او در تلاش خود برای بازگرداندن قدرت از قدرت مرکزی ، که بطور قابل توجهی توسط جنگهای داخلی ضعیف شده بود تا حد زیادی ناموفق بود و به همین دلیل نیز استعفا داد .
نام "پوران دخت" به معنی : دختر زیبا
از میان سی وپنج پادشاه سلسله ساسانی ، نامدو زن بنام پوراندخت و آذر میدخت ، دختران خسرو پرویز درتاریخ بجای مانده است .
به روزگار او حضرت رسول (ص) چشم از جهان فروبست و ابوبكر جانشين او شد . قابل توجه است که در حالیکه در سرزمین اعراب ، چند صباحی بود که از زنده به گور کردن دخترانشان دست کشیده بودند ، در ایران زمین ما ، زنی بر تخت پادشاهی نشسته بود ! و این چیزی نیست جز نشان از بنیاد تمدن و فرهنگ درخشان و گستره ی ایران زمین و این که بانوان فرهیخته به پایگاه های بلند اجتماعی می رسیدند ، و این پیشرفته بودن فرهنگ ایران را نشان می دهد .
در بیشتر سرچشمه ها وی را دادگستر خوانده اند . پوراندخت چنان داد بگسترانید که هیچ گاه در روزگاران گذشته مانندی برای آن دیده نشده بود .
پوراندخت پیراهنی زیبا و نگره دار و سبزرنگ بر تن ، شلواری به رنگ آبی آسمانی بر پای و تاجی از نگین های آبی رنگ بر سر می گذاشت و بر تخت شاهنشاهان ساسانی تکیه می نمود .
به نوشته مورخان اروپايي ، پوراندخت که شاهي باتدبير بود حمله اعراب مسلمان از حجاز به قلمرو ايران را پيش بيني كرده و به فرماندهان ارتش اندرز داده بود كه اختلافات داخلي را كنار بگذارند و آماده مقابله باشند . وي اسپهبد رستم فرخزاد را سمت فرماندهي ارتش داد .
وی در نامه و سخنرانی آغازین خود همگان را به دادگستری و فرمانبرداری خواند و گفت پادشاهی وابسته به زن یا مرد نیست بلکه به دادگری بسته است . وی مانده ی خراج مردم را بخشید و از آن گذشت و عاملان کودا های پی در پی در دربار را و قاتلان شاهان به ویژه قاتل اردشیر سوم به نام پیروز خسرو را به کیفر رساند .
وی فرمان داد با کشاورزان به نیکی رفتار شود و همه ی پل ها در گستره ی شاهنشاهی ساسانی بازسازی گردند .
سکه نو با نگاری نو ضرب نمود . در روی سکه پوراندخت ،نیم تنۀ نیم رخ پوراندخت با چهره ای زیبا وکشیده ، نگاهی گیرا و گونه ای بر آمده دیده میشود که گیسوان بلند و حلقه دار او در سه بخش در دو سوی چهره ، بر روی سینه وپشت سر افتاده است . دو رشته مروارید بر گردن اوست که در میانش ، آویزی دارد . بر روی سینه ، نزدیک به شانه ها ، بر روی پیراهنش ، دو گل زرین به شکل های هلال وستاره جای گرفته است . هم چنین تاج بسیار با شکوهی که کناره هایش با دوره های مروارید آراسته شده است ، برسر دارد .
سکه های پوراندخت در شهر هاینیشابور ، کرمان ، میبد ، اردشیرخوره و....زده میشده است . شگفت اینکه چارچوب وقالب بندی ساخت سکه ها ، پس از پوراندخت دگرگون نمی شود و تا سالها پس از شامگاه ساسانیان از همین نمونه سکه ودر همین اندازه ، سکه زده می شده است .
پوراندخت چلیپای عیسی مسیح را که خسرو پرویز آن را از گنگ دژ (بیت المقدس) به غنیمت آورده بود و این کار را که شوند بروز جنگ های خونین میان ایران و روم شده بود را به هراکلیوس امپراتور روم خاوری بازگرداند و با این کار به جنگ های بیست و شش ساله ی ایران و روم پایان داد و پس از آن صلحی پایدار میان ایران و روم بسته شد و با نگهداری سره پهنه ی پهناور ایران زمین ، پشتیبانی و دوستی روم را نیز به دست آورد . و حتی یاری سپاهی از سوی هراکلیوس را نیز پذیرفت .
بوراندخت در هنگامه ی پادشاهی خود بنای آتشکده استینا و بناهایی در قهستان یزد ساخت که امروزه به توران پشت نامور است .
پوراندخت يك سال و چهار ماه پادشاه بود و فسفروخ خراساني ، وزيرش بود . بعد از کنار رفتن پوراندخت از پادشاهی ، مردي از خويشاوندان پرويز به نام (جشنسده) ، بر تخت نشست و يك ماه پادشاه بود و با مرگ او پادشاهي به آذرمیدخت رسيد .
( پوران خسرو منظور پوراندخت دختر خسرو پرویز است ) او زنی با کفایت و خردمند بود ولی متأسفانه به علت وضع آشفته و نابسامان آن دوران و جنگهای طولانی ایران و روم در زمان خسرو پرویز و نفوذ دین مزدک و نارضایی مردم از وضع موجود ، در یکی از دشوارترین شرایط تاریخی ایران حکومت کشور را چند ماهی در اختیار داشت و تلاش زیادی در جهت ثبات سلطنت کرد .
او در تلاش خود برای بازگرداندن قدرت از قدرت مرکزی ، که بطور قابل توجهی توسط جنگهای داخلی ضعیف شده بود تا حد زیادی ناموفق بود و به همین دلیل نیز استعفا داد .
نام "پوران دخت" به معنی : دختر زیبا
- ۹.۴k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط